تبليغاتX
در دفاع از عقاید تشیع...

 

 

در دفاع از عقاید تشیع...
در دفاع از عقاید تشیع،دلایلی بر رد عقاید وهابیان،تاریخچه ی وهابیان و...

برپایی مراسم عزاداری در سالروز شهادت بزرگان دین (2)

آیا برپایی مراسم سالروز شهادت بزرگان دین بدعت است؟

قسمت دوم: گریه ی اصحاب پس از مرگ پیامبر (ص)

 

در این بخش به نمونه هایی از عزاداری اصحاب پس از وفات پیامبر میپردازیم:

1-  مرثیه سرایی قیس

بخاری و بغوی از غنیم بن قیس ( پسر قیس) روایت کرده اند: (1)

« پس از شهادت پیامبر  (ص)  از پدرم این کلمات را شنیدم که میگفت: آگاه باشید! وای بر من، پیامبر (ص) از دنیا رفت. در حیات آن حضرت راحت بودم و شبها را با آرامش صبح میکردم.»

 

2- اجتماع صحابه و مردم در عزاداری برای آن حضرت

عبدالله بن وهب  از ام المومنین ام سلمه روایت میکند: (2)

 زمانی که رسول خدا (ص) در میان ما بود، ما از دیدن ایشان آرامش میافتیم. اما هنگامی که وفات یافت، اجتماع کرده و نخوابیده بودیم و گریه میکردیم.... ما و مردمی که در مسجد جمع شده بودند، بانگ بر آوردیم و  مدینه یکپارچه فریاد، ناله و گریه بود. نزدیک صبح بلال، موذن پیامبر(ص) بانگ اذان سر داد، وقتی به نام مبارک پیامبر (ص) رسید، با صدای بلند گریه کرد و با گریه او اندوه ما چند برابر شد. شهادت ایشان برای ما مصیبت بزرگی بود....

 

3- ابوذوئب هذلی در ورود به مدینه

میگوید: پس از رسیدن خبر شهادت پیامبر (ص) به سوی مدینه حرکت کردم، پس از ورود به مدینه با گریه و آواز مردم روبرو شدم. گریه ها به گونه ای بود که گویا مردم برای احرام حج محرم میشوند و لبیک میگویند.

« و لها ضجیج بالبکاء کضجیج الحاج اذا أهلوا بالاحرام فقلت مه؟ فقالوا قبض رسول الله (ص) »

یعنی: « و دارای ناله و گریه ای بود (مدینه) به مانند فرد حاجی آنگاه که احرام میبندد، گفتم چه شده است؟ گفتند: رسول خدا (ص) وفات کرد» (3)

 همان طور که در پاورقی میبینید سند این روایت بسیار محکم و صحیح است و از معتبرترین راویان اهل سنت ( ابن اثیر، بخاری، نسائی، ابن ماجه، دارمی) روایت شده است.

 

4- مرثیه سرایی حضرت فاطمه زهرا (س)

بخاری از انس روایت میکند که که پس از شهادت پیامبر، فاطمه (س) می فرمود: (4)

 ای پدر بزرگوار که دعوت پروردگارت را لبیک گفتی، ای پدری که فردوس برین جای توست، ای.... و پس از آن که جنازه حضرت را دفن کردند به انس ابن مالک فرمود: چگونه راضی شدید که خاک بر بدن رسول خدا بریزید؟

در حدیث دیگری از ایشان نقل شده است که: « فاطمه زهرا هر جمعه قبر عمویش حمزه را زیارت میکرد، نماز میخواند، و اشک میریخت. (5)

 

5- گریستن ابوبکر و عمر در سوگ پیامبر همراه با سخنان ام ایمن 

انس ابن مالک روایت میکند که ابوبکر پس از شهادت رسول خدا به عمر گفت:

به زیارت مادر اسامة بن زید برویم. پس از ورود آن ها ام ایمن گریه کرد. ابوبکر گفت چرا گریه میکنی؟ پیشگاه خداوند برای رسول خدا بهتر است. ام ایمن گفت: این را مبدانم و گریه ی من از این جهت نیست، بلکه گریه ی من بدان جهت است که وحی و دستورات الهی قطع شده است و ما از بهره گیری آن محروم شدیم. این سخنان موجب تحریک آن دو شد، به گونه ای که پس از این سخنان ابوبکر و عمر شروع به گریه کردند. (6)

در روایت دیگری از عایشه نقل شده است که:

پدرم نزدیک جنازه یپیامبر (ص) آمده ، و سه مرتبه پیشانی آن حضرت را بوسید. در مرتبه اول گفت: وا نبیاه، مرتبه دوم گفت: واصفیاه و مرتبه سوم گفت: واخلیلاه! مات رسول الله (ص) (7)

 همچنین در صحیح بخاری، کتاب الجنائز، باب788 آمده است که ابوبکر آمد: « فکشف عن وجهه ثم أنکب علیه ثم بکی فقال بابی انت یا نبی الله...» یعنی: پس از آنکه پارچه را از روی صورت آن حضرت برداشت خودش را بر روی جنازه ی آن حضرت انداخت و پیکر آن حضرت را در آغوش کشید و او را میبوسید و میگفت پدر و مادرم به فدایت ای پیامبر خدا...

 

همان طور که مشاهده میکنید درمرگ حضرت پیامبر تمام مسلمین اندوهگین بودند و میگریستند و کسی هم آن ها را به بدعت متهم نکرد و  منعشان نمیکرد....

 

پاورقی ها:

1-       الاصابه فی تمییز صحابه، ابن حجر عسقلانی، ج3- ص253- رقم 7263- حرف «قاف»

2-       اسد الغابه، ج 5- صفحه ی 102

3-       1- همان ، ترجمه ی ابوذوئب الهذلی. 2- جامع الاصولابن اثیر جزری، رقم 8534، 3- بخاری در المغازی، باب مرض النبی (ص) و وفاته، 4-  سنن نسائی 5- ابن ماجه در کتاب سنن خود 5- دارمی و......

4-       مختصر حیاة صحابه، دهلوی، ص285 ؛ مستدرک علی صحیحین، حاکم نیشابوری، کتاب الجنائز، ج1،ص381

5-       مستدرک علی صحیحین، حاکم نیشابوری، کتاب الجنائز، ص377

6-       دلائل النبوة ، ابوبکر بیهقی، ج7، ص266.  رواه مسلم فی الصحیح عن زهیر بن حرب، کتاب فضائل الصحابه، فضائل أم أیمن، حدیث 103. حلیة الاولیاء، ابی نعیم اصفهانی، ج2،ص67، شماره 147.  سنن ابن ماجه ، کتاب الجنائز، حدیث1635، ج1، ص524

7-       مختصر حیاة صحابه، دهلوی، ص285 .   البدایة ،ج5، ص241